https://shohada.org/fa/shahid/content/223156
شناسه خبر: 223156
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۱۸
خبر شهادت
راوی صدیقه موسوی فرد : زمانی که همسرم محمد حسین بصیر به شهادت رسیدند ما اهواز بودیم . یکی از برادان تلفن زدند و گفتند آقای بصیر مجروح شده است . شما باید بروید مشهد می آیند دنبالتان که شما را ببرند انگار به من الهام شده بود که شهید شده اند . چون بار آخری بود که گفته بودند دعا کن شهید شوم گفتم ایشان شهید شده اند. با این حال باز هم باورم نمی شد . می گفتم شاید مجروح شده باشند و ایشان را به مشهد منتقل کرده باشند . مشهد که رسیدم بچه ها را گذاشتم خانه ی مادرم برگشتم گفتم حسین آقا مجروح شده است و گفته اند مشهد است گفتند : کدام بیمارستان می روی ؟ گفتم می گردم تا پیدایش کنم. 2 الی 3 بیمارستان را رفتم گفتند چنین کسی اینجا بستری نیست . آمدم خانه با پدرم رفتم قسمتی که مجروح ها را منتقل می کردند . لیست رانگاه کردیم دیدیم نخیر ایشان نیست . دیگر شب آمدیم خانه من گفتم ایشان حتما شهید شده است . ایام عید بود . فردای آن روز رفتیم بهشت رضا سر مزار برادرم پدرم خبر داشت . به پدرم گفته بودند که ایشان شهید شده است . توی بهشت رضا پدرم گفتند که حسین آقا شهید شده است و چون وصیت کرده بود او راهم ردیف برادرم دفن کردیم .