https://shohada.org/fa/shahid/content/223157
شناسه خبر: 223157
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۱۸
خاطرات بعد از مجروحيت
راوی صدیقه موسوی فرد : یکبار یادم هست همسرم محمد حسین بصیر یک ترکش به سینه ی ایشان اصابت کرده بود بیمارستان هم رفته بود ولی بستری نشده بود . ظاهرا ترکش را سرپایی درآورده بودند . اتفاقا من خودم خواب دیدم که همان قسمتی که ترکش خورده بود همان قسمت ترکش خورده است وقتی آمدند اصلا به من چیزی نگفتند که مجروح شده اند بعد که رفته بودند حمام و لباسهایشان را درآورده بودند دیدم پانسمان شده است . پرسیدم چی شده است ؟ گفت : چیزی نیست یک خراشی برداشته است . بعد از اینکه پانسمان باز شد دیدم یک سوراخ بزرگ ایجاد شده است .