https://shohada.org/fa/shahid/content/223226

شناسه خبر: 223226
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۱۹

عشق شهادت

راوی سعید رئوف : حتی وقتی این شهید بزرگوار می گفتند که بیا پشت خاکریز عقبی حتی آنقدر حاضر نبود که یک مقدار عقب بیاید . چون به عنوان عقب نشینی محسوب می شد و یک منطقه ای را باید رها می کردند و مثلاً 50 یا 100 متر عقب تر می آمدند . ایشان می گفت : نه ، من همین جا نشسته ام . شما بروید آنجا نیروهای دیگر را بچینید ما باید این عملیات را ادامه بدهیم اگر هم نمی خواهیم ادامه بدهیم حداقل تا همان جایی که پیش رفتیم باید این منطقه را حفظ کنیم . من فرمانده سپاه و مسئولین را به پهلوی شکسته حضرت زهرا (سلام الله علیه) قسم دادم و خودم هم به این قسم پایبند هستم حتی اگر همین جا به شهادت برسم خون برونسی باید همین جا روی زمین بریزد ، اگر می خواهد بریزد . اگر شهادتی هست همین جا باید به من بدهند که این را با قاطعیت ایشان قبل از شهادتش می گفت و این قدر همانجا استقامت کرد و دو یا سه بار ایشان مجروح شد تا حتی بی سیم چی اشهر چه می گفت و التماس می کرد به ایشان که مجروح شده اید شما تیر خورده اید ، بروید عقب خونریزی دارید جلوی خونریزی را می بست و با حال خونریزی باز آرپیجی را بر می داشت و آرپی جی می زد ایشان در موقع شهادت قدرت بیان نداشت زیرا به قدری داد زده بود که صدایش در نمی آمد ، از این طرف هم به قدری آر پی جی زده بود که گوشش قابل شنیدن پیامی نبود و این حالت همچنان در این شهید بزرگوار بود تا توانست به مقام اعلای شهادت نائل شود .