https://shohada.org/fa/shahid/content/223473

شناسه خبر: 223473
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۲۱

خبر شهادت

به روایت از شیخ رمضان بخشنده : بعد از اینکه خبر شهادت آقا یعقوب را به ما دادند برای شناسایی جنازه به معراج شهداء رفتیم . وقتی به معراج رسیدیم من چون قبلاً دیده بودم که بعضاً شهدایی بودند که به علت اصابت ترکش خمپاره بدنشان تکه تکه شده است اجازه ندادم مادرم و همسرش بر سر تابوت بیایند و خود شخصاً بداخل سرد خانه رفتم وقتی در تابوت را باز کردم ایشان را در حالی که تبسمی بر لب داشت . انگار به من نگاه می کرد دیدم و یک حالت عجیبی به من دست داد و آن سنگین شهادتش را از من گر فت و احساس کردم که هنوز در کنار ماست . پس مادرم و خواهرانم و بقیه را صدا زدم و گفتم :" بیایید یعقوب را ببینید او شهید نشده و در تابوت دارد می خندد. وقتی آنها آمدند و این صحنه را دیدند گریه هاشان خشک شد . با اینکه غم فقدان ایشان بسیار سنگین و جا نسوز بود ولی بعد از دیدن این صحنه دیگر آن ناراحتی قبلی را نداشتیم بعد از آنهم جنازه ایشان را بر اساس وصیتنامه اش در شهرستان ساری تشییع کردیم روحش شاد .