https://shohada.org/fa/shahid/content/223899

شناسه خبر: 223899
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۲۷

وصیت شماره 1 - شهید نورالله انوری

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. با درود به امام زمان (عج) و نائب بر حقش خمینی کبیر و با درود به روان پاک تمامی شهیدان راه خدا از کربلای حسین (علیه‌السلام) تا کربلای فرزندش خمینی. وصیتنامه‌ام را شروع می‌کنم؛ سلام بر مادر عزیزم، مادر جان برای من ناراحت نباش من از هیچ کدام از جوانهای این مردم عزیزتر نیستم. انشاءالله که از من دلخور نیستی. مادرجان چه‌کار می شود کرد؟ جنگ است دیگر، فرزندان از مادران جدا می‌شوند و بین عزیزان جدایی می‌اندازد. مادرم، مرا ببخش، برای ما دفاع از دین امر واجبی است که باید آن را برای رفتن به جبهه ادا کنیم که اسلام عزیز پایدار بماند. مادرم در اعمال واجب و احکام دین خدایی ناکرده کوتاهی نکرده باشی، به نحو احسن انجام دهید مخصوصاً در نمازت که پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: بین ایمان و کفر فاصله‌ای جز ترک نماز نیست. به خدا امید داشته باشید، اصل اوست. دایی جان قدرت‌الله، موقع رفتن به پادگان تشریف برده بودید که این نامه را نوشتم. می‌دهم به زن داییم. دایی‌جان، تو برایم خیلی زحمت کشیدی حق پدری بر من داری، امیدوارم مرا حلال کنی. از مادرم و بچه‌هایش نگهداری کن منزل پدری‌ام را بفروش و در راه امام حسین(علیه‌السلام) خرج کن یا مسجد درست کن. طبق قباله‌ای که از پدرم دارم هیچ کسی حقی در این زمین ندارد که خدای ناکرده کسی ادعایی داشته باشد. این زمین و کلیه حق حقوق و دارایی‌ام به شما و مادرم تعلق دارد.