https://shohada.org/fa/shahid/content/224331

شناسه خبر: 224331
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۳۳

عشق به جهاد

به روایت از نیره جفاکش : شهید عبد ا... افلاکی در همسایگی ما زندگی می کرد . در آن سالها همه ما نوجوانی بودیم که در کوچه بازی می کردیم . اما غافل از این که هم بازی ما روزی از کنار ما پر خواهد گشود و به آسمان پرواز خواهد کرد . در سال 67 عبدا.. سراغ برادرم ( بسیجی ) که تازه از جبهه برگشته بود ، آمد و از ایشان در خواست کرد که او را ضمانت کند تا به جبهه برود زیرا خانواده اش به لحاظ اینکه دو فرزند پسر و دختر بیشتر نداشتند با این امر موافق نبودند و نمی توانستند دوری تنها فرزند پسر خود را تحمل کنند . برادرم به خواسته او پاسخ داد و فرم عضویت بسیج او را امضاء کرد . پس از آن عبد ا... به آموزش رفت : و بعد از برگشت از آموزش به جبهه اعزام شد ودر عملیات مرصاد مفقود الاثر گردید . تا اینکه بعد از سالها انتظار سر انجام روح عبد ا... را تشییع کردند و در بهشت رضا در کنار دیگر همرزمانش به صورت قبری ساختند .