https://shohada.org/fa/shahid/content/224334
شناسه خبر: 224334
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۳۳
اولین اعزام
به روایت از علی اکبر افلاکی : یادم هست وقتی پسرم عبدالله می خواست به جبهه برود من ناراضی بودم و رضایت نامه را امضاء نمی کردم و به بهانه های مختلف او را منع می کردم ولی او اصرار به رفتن داشت . یک روز به او گفتم شما سنت کم است و پانزده سال بیشتر نداری اگر به آنجا بروی جزء کارهای شستشوی لوازم و لباس ها و تمیز کردن چادرها، کار دیگری به شما نمی دهند. و او گفت: پدر جان من می خواهم به مملکتم کمک کنم و برایم فرقی نمی کند که در آنجا چکاری داشته باشم فقط می خواهم مفید باشم. و از مادرش امضا گرفته بود و رفته بود.