https://shohada.org/fa/shahid/content/224626

شناسه خبر: 224626
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۳۸

خاطرات بعد از مجروحیت

به روایت از عزت الله خاکشور فروتن : خاطره ای که از ایشان به یاد دارم این است که او می گفت : وقتیکه مجروح شدم مرا با چند نفر از برادرانی که آنها هم مجروح شده بودند در آمبولانس گذاشتند و آمبولانس حرکت کرد . طولی نکشید که بر اثر آتش شدید دشمن راننده دست پاچه شد و آمبولانس از جاده منحرف گردید و در کنار جاده واژگون شد همه روی هم ریختیم صدای آه و ناله بلند شد تا اینکه از اطراف آمدند و ما را از آمبولانس بیرون کردند و در آمبولانس دیگری گذاشتند تا اینکه به پشت جبهه رسیدیم و بعد از آنجا به تهران منتقل شدیم . و بله این را از زبان خودش شنیده بودم و بالاخره بعد از بهبودی کامل دوباره مشغول خواندن درسهای عقب افتاده اش شد