https://shohada.org/fa/shahid/content/224639

شناسه خبر: 224639
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۳۸

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1

به روایت از حسین یزدانی : اسدا... اسعدی به شهادت رسید و جنازه او مفقود الاثر بود ولی من این را قبول نمی کردم و همچنان چشم به راه اسدا... بودم تا او بیاید و جلوی پایش گوسفندی قربانی نمایم بعد از 2.3 ماه در خواب دیدم که به روستا آمده و لباس نظامی به تن داشت. رو به من کرد و گفت: حسین شما برو و پدر و مادرم را توجیح کن که من از این راه نمی آیم ، بلکه از داخل باغی می آیم که مردم مرا نبینند. من پیش پدر مادر اسدا...رفتم و مقدمات کار را آماده نمودیم و گوسفندی هم آوردم جلوی درب حیاط که همین لحظه از خواب بیدار شدم .