https://shohada.org/fa/shahid/content/225924
شناسه خبر: 225924
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۵۶
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی بهجت نقیبی مقدم: بعد از شهادت فرزندانم محسن ومحمد حسین من خیلی ناراحت بودم ولی جلوی کسی گریه نمی کردم ولی وقتی به اتاق آنها می رفتم و وسایلشان را می دیدم خیلی گریه می کردم یک شب که خیلی در اتاقشان گریه کردم به خواب رفتم ودرعالم خواب دیدم در حالی که وارد اتاق شدم یک آقای خیلی زیبایی راکه عمامه وعبایی مشکی وشال سبزی که بسار نورافشانی می کرد داشت دیدم و همینطور یک خانم که دختر تقریباً دو سه ساله جلویشان ایستاده بود و هر دو عبا و پوشیه داشتند رامشاهده کردم آنها را دیدم یک دفعه گفتم : آقا تو را به امام تو را به مادر پهلو شکسته تان بگوییدکه از محسن ومحمدحسین من شما چه خبر دارید ؟ آن آقا با لبخندی گفتند : ایشان عمه ام حضرت زینب (س) و ایشون رقیه خاتون (س) هستند بعد خدا را گواه می گیرم به خون تک تک شهدا آن آقا درعالم خواب سه مرتبه فرمودند که من آمدم به شما بگویم حق شما را سلام رساندند و گفتند : شما راحت بخوابید ما خودما هستیم ما آن موقع همیشه روضه جوادالائمه را می خوانیدم . بعد آن آقا فرمودند که یک چیز دیگری هم بهتون بگویم از روضه هایی که می خوانید یکی وداع حضرت زینب و آقا امام حسین (ع) و یکی حضرت ابوالفضل (ع) ویکی رفته رقیه خاتون (س) و آقا جوادالائمه را بخوانید تا متوجه شدم که ایشان آقا جوادالائمه است دست انداختم که عبایشان رابگیرم آنها رفتند و نفهمیدم چه شد سه مرتبه این خواب را دیدم .