https://shohada.org/fa/shahid/content/225931
شناسه خبر: 225931
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۵۶
توصيه هاي شهيد
راوی فاطمه عرفانیان: به یاد دارم شب قبل از اینکه همسرم به جبهه برود منزل ما بودند و خیلی صحبت کردند از جمله اینکه به من گفتند : که مطمئن باش من شهید نمی شوم مطمئن باش که برمی گردم سعی کن این را همیشه به مادرم هم بگویی و او را دلداری بدهی من ازایشان سوال کردم که چرا؟ شما ازکجا اینقدر اطمینان دارید ؟ ایشان فرمودند اگر قرار بود من شهید بشوم تا حالا شده بودم تا حالا موقعیت های بسیار زیادی در جبهه پیش آمده و من در مراحلی قرار گرفتم که باید می رفتم و نرفتم .وقتی بیشتر دلیلش را جویا شدم ایشان گفتند : این دیگر جزو اسرار است بعد گفتند: در واژه صبر و ایثار های واقعی بیشتر فکر کن و سعی کن که در عمل پیاده کنی فردا صبح هم خداحافظی کرد و رفت و من هم به دبیرستان رفتم ولی چند دقیقه نگذشته بود که دیدم ایشان با مادرم ومادرش دم در دبیرستان آمدند گفتم : چه شده ؟ همسرم گفت : اتفاقی فوری پیش آمده و من همین الان باید به جبهه بروم سعی کنید صحبت هایی را که دیشب به شما گفتم فراموش نکنید و واقعاً برای دیگران الگو باشید بعد خداحافظی کردند ورفتند خداحافظی که معمولی نبود یعنی دم دبیرستان ودر یک حالت بهت و گیجی که اصلاً فکر نمی کردم که ایشان به جبهه بروند ودیگر اصلاً برنگردند .