https://shohada.org/fa/shahid/content/225933

شناسه خبر: 225933
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۵۶

احترام به بزرگتر ها

راوی فاطمه مهاجرقوچانی: بعد از اینکه یک سال در منزل پدر شوهرم زندگی کردیم منزل اجاره کردیم وبه آنجا نقل مکان نمودیم بعد از چند سال که از مفقود الاثر شدن برادم محمد حسین می گذشت یک روز که با مادر شوهرم درمورد برادرم صحبت می کردم دیدم که ایشان گریه کرد و گفت : هر وقت ازبرادرت محمد حسین یادم می آید خیلی منقلب می شوم گفتم : مگر چه موردی بوده ؟ مادر شوهرم گفت : وقتی شمابعد از یک سال از منزل ما نقل مکان کردید و به جای دیگری رفتید یک روز برادرت محمدحسین به درب منزل ماآمد هر چه به ایشان تعارف کردم که داخل منزل شود ایشان گفت : نه حاج خانم می خواهم بروم فقط آمده ام که به شما چیزی بگویم دوست دارم واقعاً قلباً از علی آقا راضی باشید مادر شوهرم به ایشان می گوید : مگر من می خواستم از پسرم ناراضی باشم برادرم محمد حسین به مادر شوهرم می گوید من به علی آقا گفتم که خونه جدا پیدا کنند و بروند چون خواهرم فاطمه پدر نداشته نمی خواستم با دیدن پدر شوهرش احساس بی پدری کند تقصیر علی آقا نبوده که ازخانه شما رفتند شما فکر نکنید که علی آقا می خواسته به شما بی احترامی کند من مقصر بودم پسرتان علی آقا تقصیری نداشت حالا دوست دارم که قلباً از علی آقا راضی باشید .