https://shohada.org/fa/shahid/content/226123
شناسه خبر: 226123
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۱:۵۸
آخرين جملات شهيد
راوی شهربانو مستمند: محمدرضا ابتدا حدود ده سال مفقودالاثر بود هر کسی چیزی می گفت اما آنچه بیشتر مورد تایید است این است که در ضمن عملیات والفجر یک در حال پیشروی بوده اند و تعدادی از بچه ها او را دیده بودند که از ناحیه ی ساق پا تیر خورده است و با بستن بند پوتین جلوی زخم را می بندد همرزمانش به او می گویند شما برگردد ولی او بر نمی گردد و می گوید اسلام نیاز به خون دارد در آخرین لحظات هم صدای یا مهدی یامهدی او را بعضی از بچه ها شنیده بودند که این صدا به تدریج رو به ضعف می رود در آن گیر و داد بعضی فکر می کنند جنازه اش را به عقب منتقل می کنند بعضی دیگر می گویند جسدش باقی مانده است ولی آن چه مسلم است این که بعد از مجروح شدند همانجا شهید می شود حتی جسدش را که بعد از نه سال آوردند پوتین هایش همانگونه که گفته بودند مشاهده کردیم با خود گفتیم ایشان همان جان که مجروح می شود بخاطر این که به دست نیروهای عراقی اسیر نشود به عقب بر می گردد و تا این که به شهادت می رسد.