https://shohada.org/fa/shahid/content/226339
شناسه خبر: 226339
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۰۱
شجاعت و شهامت
درمنطقه ی چزابه انتهای خط به دشمن خیلی نزدیک بود .به همین دلیل عراق یک تیر بار درآن منطقه کار گذاشته بود.و شبها هنگامیه بچه ها برای نماز می خواستند آماده شوند آن تیر بار منطقه ی تانکر آب را به رگبار می بست یک شب علی آقا خیلی عصبانی شد .دو سه تا آرپی جی زن فرستاد تا تیر بار را هدف قراردهند .تا بچه ها شلیک کردند تیر بار دو ساعتی خاموش شد ولی باز دوباره تیر اندازی شروع شد .تا اینکه نیمه های شب علی آقا گفت : این تیر باز درست و حسابی از بین نرفته است .من می روم و تا صیح انشاء ا… خاموشش می کنم .رفت و بعد از مدتی که ایشان برنگشت ما دلواپس علی آقا شدیم و با گروهانهای مختلف تماس گرفتیم، گفتند که اینجا نیامده است .وقتی از سنگر بیرون رفتیم دیدیم آقای نعمانی درحال تجدید وضو هستند و بعد آمدند داخل سنگر و گفتند : بله رفتم و توانستم با حول و قوه الهی آن شخص رابا سرنیزه از پا درآورم.