https://shohada.org/fa/shahid/content/226485

شناسه خبر: 226485
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۰۳

احساس مسؤليت

یادم می آید روزیکه رضا قلی می خواست به جبهه برود .به او گفتم : شما هنوز کوچک هستی ، کمی بزرگتر که شدی بعد برو .ایشان در جواب گفتند: دایی جان نوشدارو بعد از مرگ سهراب فایده ای ندارد .من اگر الان به جبهه نروم وقتی که جنگ تمام شد افسوس می خورم ، الان تکلیفی که من دارم این است نان و آب بر من حرام و جبهه بر من حلال است . این را گفت و سوارماشین شد و مجدداً از ماشین پیاده شد .و مرا درآغوش گرفت و بوسید و گفت : دایی جان مرا حلال کنید