https://shohada.org/fa/shahid/content/228210

شناسه خبر: 228210
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۲۷

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی احمد نصرتی : برادرم محمد در عملیات خیبر مفقود شدند، من همزمان با شب عملیات خیبر در بسیج بردسکن خوابیده بودم ولی حدود 1/5 الی 2 بود که خواب دیدم که ایشان در باغی هستند که تازه داشت حالت شادابی و سبزی را به خود می گرفت، اوایل بهار بود، من و محمد با هم درد دلها کردیم و دیدیم که محمد از ناحیة پشت و دست زخمی است دست او خونی بود. به او گفتم چه شده؟ گفت: چیزی نیست، من با این خونها کمک کردم به انقلاب، اسلام در خطر است. جبهه ها خون نیاز دارند و در همین سفارشات بود که از خواب بیدار شدم، خیلی ناراحت بودم، فکر می کردم حتماً اتفاقی افتاده چون می دانستم که عملیات خیبر بود و ایشان بعد از همة حمله ها با ما تماس می گرفتند و خبر سلامتی خود را می داد. ولی اینبار هر چه انتظار تماس گرفتن ایشان را کشیدیم خبری نشد و از سپاه پرسیدیم از بچه ها چه خبر، آنها می گفتند: خبری نیست و حدود یک الی 2 ماه خانواده ما در انتظار ماندند ولی هیچ خبری نمی دادند که چه اتفاقی افتاده است.