https://shohada.org/fa/shahid/content/230125

شناسه خبر: 230125
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۵۰

توصيه هاي شهيد

در زمان انقلاب یک روز در مشهد به همراه پسر دایی ام که بنا بود-شهیدشده- برای کار کردن به خیابان تهران رفتیم و موقع برگشتن انقلابیون شیشه های بانک را می شکستند و ما می خواستیم برویم که یک پاسبان از پاسبانهای طاغوت وقتی وضع ما را دید به ما مشکوک شد و آمد یک سیلی به گوش من زد و من خودم را در داروخانه رساندم و آن فردی که در داروخانه بود اگر نمی گفت:این کارگر است پاسبان مرا کشته بود.خلاسه ماجرای آن روز را برای پسرخاله ام حسن تعریف کردم گفت:پسر خاله انقلاب کتک خوردن،شهید شدن و همچنین اسارت دارد در صورتی که آن زمان سنش 14 سال بیشتر نبود ولی خیلی خوب این مسائل را درک میکرد.