https://shohada.org/fa/shahid/content/230321
شناسه خبر: 230321
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۲:۵۳
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
پس از شهادت احمد، یک شب قبل از اذان صبح، ایشان را در خواب دیدم که در مراسم زیارت عاشورا، دربین هیئت سینه زنی در حال عزاداری است. از او سؤال کردم شما که شهید شدی این جا چه کار می کنی؟ گفت: این جا مراسم داریم. از او پرسیدم چه اتفاقی افتاد که شهید شدی؟ نحوه شهادت تو چگونه بود؟ گفت: به محض این که گلوله به من اصابت کرد، من به کربلا رفتم و آن جا کنار قبر ابا عبدالله الحسین (ع) زیارت عاشورا خواندیم و از آن جا به آسمان عروج کردیم. تمام صحنه های کربلا را برایم تعریف کرد و این برایم خیلی جالب بود. وقتی از خواب بیدارشدم از دیگران پرسیدم، از آن هایی که کربلا مشرف شده بودند. چون من خودم به کربلا نرفته بودم. وقتی وصف آن جا را شنیدم متوجه شدم که هرچه احمد از کربلا برایم گفته بود، درست گفته بود. با این که خودش هنوز، یعنی تا قبل از شهادت به کربلا نرفته بود و آن جا را ندیده بود. او درضمن صحبت هایش به من گفت: یک نواری هم پرکرده ام که برایتان می فرستم، که البته من نفهمیدم منظورش کدام نوار بود. شاید به تعبیری همان نوار فیلمی باشد که از مراسم تشییع جنازه ایشان پرکرده ایم و در ادامه فیلم دوستان و همرزمانش و همچنین سرداران قالیباف و شهید چراغچی در وصف اخلاص عمل برادرم و رفتار و خصوصیات اخلاقی ایشان صحبت کرده اند.