https://shohada.org/fa/shahid/content/230968

شناسه خبر: 230968
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۰۱

اطاعت از فرماندهي

راوی محمد رضا جواهری: فردای شب اوّل عملیّات که در خطّ مقدّم بدنبال سوژه ای برای مصاحبه بودم به شهید ابوالقاسم اکرمی برخورد نمودم . خطهای دشمن بطور کلّی شکسته نشده بود . هنوز اوائل عملیات محسوب می شد . جلو رفتم و شهید اکرمی که گرد و غبار صورت ایشان را فرا گرفته بود ، در پاسخ سوال کلیشه ای من که چه پیامی دارید ؟ فرمود : آقا پیام من این است که چند تا گلوله آر پی جی برداری و همراه من جلو بیایی که بچّه ها به آر پی جی نیاز دارند . گفتم : چشم . به همراه ایشان و مقداری تسلیحات آر پی جی جلوتر رفتیم . آنجا که بچه هنوز به خط شکنی مشغول بودند . متوجه شدیم یک عراقی بعثی با اسلحة نیمه سنگین دوشیکا که علیه نفربر رزمی و یا احیاناً هواپیما استفاده می شود ، تعداد بسیاری از عزیزان رزمنده را شهید نموده است . شهید اکرمی به بچّه ها دستور دادند ، شما سر این مزدور عراقی را با آتش بند کنید ، تا ما با موتور از دورتر ، دورش بزنیم و او را از کار بیندازیم . علی رغم اینکه دلهره هم داشتم ولی چون به همراه این شهید توانمند بودم ، اطمینان خاطر بیشتری پیدا کردم . خلاصه این شهید بزرگوار آن عراقی را اسیر نمود و چون روز عملیّات بود ، اجازة کشتن اسیر نداشتیم و بدستور فرماندهان عالی رتبه این عراقی ها برای کسب اطّلاعات بیشتر به پشت جبهه و قرارگاه فرستاده شد . وقتی قرار بر این شد که عراقی به پشت خط فرستاده شود ، در عین حالیکه دل تک تک بچّه ها و خود ایشان از بعثی خون بود ، ولی اطاعت از مافوق نموده و خود این شهید حتّی بدن خود را سپر عراقی ها نموده بود که کسی به او آسیبی نرساند و این نیست جز همان اطاعت از مافوق چه برسد به اطاعت از ولی امر و فرماندهی کلّ قوا .