https://shohada.org/fa/shahid/content/230978
شناسه خبر: 230978
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۰۱
همت در رفع مشکل ديگران
راوی محمد کاظم خورشیدی: ما در تنگه چزابه که بودیم. سنگرها هم کوتاه و پراز آب بود. بچه ها خیلی نارحت بودند. قرار شد یک سنگر بزرگی درست کنیم. و یک مقدار سقفش را بلندتر در نظر بگیریم. تااگر بچه ها خواستند نماز جماعتی و...انجام دهند راحتتر باشد. صبح شروع کردیم و یک قسمت را مسطح نموده کیسه های بزرگ شن و خاک را کنار هم چیدیم سنگری ساخته شد به ابعاد3×6. غروب تمام کارهای سنگر تمام شد. خود قاسم که مهندس رزمی بود. بولدزور آورد و خاک روی سقف سنگر ریخت. هوا کم کم در حال تاریک شدن بود و قرار بود که به داخل سنگر برویم واستراحت بکنیم. گفتند: بروید وپلاستیک بیاورید و در سنگر بیاندازید وروی آن پتو پهن کنید. ما رفتیم و پلاستیک آوردیم در سنگر انداختیم همین که بیرون آمدیم تا پتوها را تکان بدهیم، یکدفعه تمام سنگر پایین ریخت و خراب شد. خوشبختانه به کسی آسیبی نرسید، بعد از این اتفاق قاسم گفت: اینطور نمی شود. روز بعد قاسم به همراه چند نفر با یک ماشین به استان خودش رفت. و بعد مقداری آهن و بلوکهای سیمانی آورد و گفت: اینجا یک سنگر درست کنید. سنگر بسیار بزرگ وجالبی درست کردند. داخل سنگر را گچ وکف آن را هم سیمان کردند. هنوز سیمان های آن خشک نشده بود که گفتند: پلاستیک بیاندازید تا پتو پهن کنیم و استراحت کنیم. بعد بچه ها اسم این مسجد رامسجد حضرت رسول (ص) گذاشتند. چند روز بعد یکی از فرماندهان آمد و گفت: آقای اکرمی آیا فکر نمی کنید این سنگر که برای خودتان ساختید. باعث جدایی بین شما و بچه ها شود. ایشان فرمودند: نه اشتباه نکنید اینجا سنگر فرماندهی نیست اینجا مسجد حضرت رسول است.