https://shohada.org/fa/shahid/content/231091

شناسه خبر: 231091
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۰۳

عشق به ائمه اطهار

در دوران کودکی که ایشان محصل بودند و من هنوز به مدرسه نمی رفتم، دوچرخه ای داشت که یک روز مرا همراه خودش به بیابان برد. در بین راه که می رفتیم، اسامی دوازده امام را به من یاد داد و من هم تکرار کردم. در طول روز که من آ‹جا بودم و ایشان نیز جهت کمک به پدرم به بیابان رفته بود، بعد از برگشت از بیابان دوباره برای ایشان تکرار کردم. وقتی شنید که من درست می گویم، خیلی خوشحال شد، و وقتی به خانه رسید به مادر و خواهرم گفت:" زهرا امروز چیزی را یاد گرفته که مرا خیلی خوشحال نمود." و به من قول داد که برای من یک چادر بخرند و به قولشان عمل نمودند و چادری همراه با جانماز و مهر برایم خرید.