https://shohada.org/fa/shahid/content/231995
شناسه خبر: 231995
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۱۵
دستگيري از ضعيفان
یادم می آی یک دفعه پدرم یک آقایی را به من نشان داد و گفت : دخترم هر زمان که استطاعت مالی داشتی به این آقا کمک کن ولی اشاره نکرد که خودش به آن آقا کمک می کند تا اینکه یک روز من رفتم و مبلغی پول به آن آقا دادم و هنگام برگشتن آن آقا به من گفت : ببخشید خانم شما دختر آقای محمدی که پاسادار بود نیستید ؟ گفتم : چرا؟ بعد شروع به صحبت کردو گفت : پدرت هر موقع که از سپاه می آمد با همان لباس نظامی که بر تن داشت به منزل ما می آمد و برای ما پول و مواد غذایی و هر چه که نیاز داشتیم می آورد و خیلی وقت است که این آقا نیامده و خبری هم از او ندارم او کجاست ؟ گفتم : چند سال است که پدرم مفقود الاثر شده است و وقتی این آقا فهمید خیلی ناراحت شد و گریه کرد .