https://shohada.org/fa/shahid/content/232053

شناسه خبر: 232053
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۱۶

عشق به جهاد

یادم می آید زمانی که موضوع رفتن به جبهه را با من درمیان گذاشت من خیلی ناراحت شدم ایشان به سراغ دو تا از دوستانش که در بسیج بودند رفته و آنهاهم قبول نکردند بعد به سراغ پدر و عمویش رفت و هر طور بود رضایت نامه را از آنها گرفت وبه سپاه رفت و خودش را معرفی کرد اما آنها کمی سنش را بهانه کرده بودند بعد عمویش شناسنامه علی محمد را دستکاری و سن ایشان را چند سال بزرگتر کرده بود و باز مجدد کوتاهی قدش را بهانه کرده بودند که ایشان مجدداً به سراغ عمویش رفت و با استفاده از کفشهای عمویش که پاشنه داشت کمی قدش بلند تر شد و هر طوری بود آنها را راضی کرده بود و وقتی که فهمید می تواند به جبهه برود آنقدر خوشحال بود شد که سر از پا نمی شناخت .