https://shohada.org/fa/shahid/content/232067
شناسه خبر: 232067
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۱۶
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
یک دفعه خواب دیدم که سربازی سوار بر موتور وارد حیاط منزلمان شد با خودم گفتم که حتماً علی محمد است و دوان دوان بطرف حیاط رفتم که دیدم علی محمد است او را در آغوش گرفتم و بوسیدم. تمام اقوام و آشنایان هم در حیاط نشسته بودند و با تمام آنها احوال پرسی کرد و سپس رو به من کرد و گفت: " که مادر من اسیر شده ام و به من گفته اند که باید سه تا بیل بیاوری تا شما را آزاد کنیم " من هم گفتم که مادر جان ما که بیل زیاد داریم همان سه تا را بردار و با خود ببر ایشان گفت: " مادر جان من که تنها نیستم چند تا از دوستانم نیز هستند " و با هم داشتیم صحبت می کردیم که از خواب بیدار شدم.