https://shohada.org/fa/shahid/content/232251
شناسه خبر: 232251
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۱۸
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی رضا محمدنیا : محمدجواد یک سری با یکی از دوستانش به گرمه آمده بود . شب مادرش برای آنها تشک انداخته بود که بخوابند . بعد دیدم تشک را کنار گذاشته اند . پرسیدم چرا بابا تشک را کنار گذاشته اید؟ گفت اگر ما بخواهیم که بر روی تشک بخوابیم دیگر علاقه مان به آن سنگرها کم رنگ می شود شما یک چراغ فانوس به ما بدهید یک فانوس به آنها دادیم ، 2 الی 3 کتاب دعای کوچک هم گرفتند دیگر با خودشان زمزمه داشتند و می خواندند، یکی دو ساعت بیشتر نخوابیدند .