https://shohada.org/fa/shahid/content/233393
شناسه خبر: 233393
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۳۲
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی زلیخا گرمابی: یادم هست شبی که فرزندم محمد به شهادت رسیده بود من خواب پدر مرحومم را دیدم که یک بشقاب غذا جلویش بود و دیوانهوار و تند تند غذاها را میخورد. هر چه بر پدرم گفتم: این چه طور غذا خوردن است، اعتنایی نکرد و بعد مشاهده کردم که یک مرتبه شروع کرد از روی زمین چیزهایی را تند تند جمعکردن و آنها را در دامنش میگذارد. پرسیدم: پدر اینها چه هستند که جمع میکنی؟ گفت: اینها گلهای انقلابند که پرپر شدهاند، جمعشان میکنم که لگدمال نشوند که از خواب بیدار شدم و بعد از سه روز خبر آوردند که محمد به فیض عظیم والای شهادت نائل گردیده است و اینگونه خبر شهادتش را به ما دادند.