https://shohada.org/fa/shahid/content/233701
شناسه خبر: 233701
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۳:۳۶
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی عصمت کوشکی: وقتی که جواد به جبهه رفت بعد از چند روز خواب دیدم که او را آورده و روی تختی گذاشته اند در حالی که لباس بسیجی به تن دارد . وقتی با دقت نگاهش کردم متوجه شدم ترکش خمپاره ای به سرش اصابت کرده است با خود گفتم :لابد شهید شده است از خواب که بیدار شدم خوابم را برای مادرم تعریف کردم مادرم وقتی شنید گفت: این خواب ها را هیچ وقت تعریف نمی کنند شب دوم باز هم همان خواب را دیدم این دفعه جرأت نکردم که به مادرم بگویم و رفتم پیش مادر بزرگم و برای او تعریف کردم . او در جواب من گفت :نه مادر جان انشاءالله که چیزی نیست خلاصه دو شب پشت سر هم همین خواب را دیدم روز بعد ساعتهای حدودا" 10 بود که برادرم محمد رضا آمد به من گفت : می دانی جواد شهید شده و فردا جنازه اش را خواهند آورد وقتی جنازه اش را آوردند و آنرا دیدم دقیقا"مثل خوابی که دیده بودم لباس بسیجی به تن داشت و ترکش به سرش اصابت کرده بود.