https://shohada.org/fa/shahid/content/234989
شناسه خبر: 234989
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۱۷
توصيه هاي شهيد
راوی آمنه سعیدی: روز بعد یک شنبه خونین مشهد حسین آقا می خواست از خانه بیرون برود گفتم : خاله جان الهی قربانت شوم امروز از خانه بیرون نرو گفت: خاله دیروز خیلی ها کشته شدند دوچرخه را سواز می شوم و دوری می زنم ، ببینم چه اتفاقی افتاده است حداقل اگر کسی خون لازم داشته باشد می توانم به او خون بدهم سوار دو چرخه شد و رفت و وقتی به منزل آمد گفت : چشمت روز بد نبیند تیر اندازی خیلی زیاد بود افراد زیادی جلوی تانکها مقاومت می کردند و ایستاده بودند