https://shohada.org/fa/shahid/content/234992
شناسه خبر: 234992
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۱۷
عشق شهادت
راوی زهرا سهرابی اول: آخرین باری که آقای کارگر می خواست به جبهه برود،قبل از حرکت دیدم برگه ای را پنهان کرد.پرسیدم:چه چیزی راپنهان کردی؟جواب داد:بعدامی فهمی.اصرارزیادی کردم برگه را بیرون آوردوقتی آن را باز کردم دیدم وصیتنامه است.آن را پاره کردم.حسین آقا گفت:اگر ناراحت نمی شوی می خواستم مطلبی را به شما بگویم.گفتم:ناراهت نمی شوم. گفت:این بار که به جبهه بروم به احتمال زیاد شهید خواهم شد.اگر جنازه ام نیامد ناراحت نشوی.حرف ایشان را به شوخی گرفتم و گفتم:پاسداری شما هنوز شروع شده است .گفت:نه،به جان شما راست می گویم.اگر جنازه ام نیامد ناراحت نشوی.گفتم: هیچ وقت ازخداوند چنین چیزی درخواست نکن.شما باید به فکر خانواده ات هم باشی. گفت:انشاءالله خداوند به من لطفمی کند وبر من منت می گذارد ومن را به عنوان شهید مفقود الاثر قبول می کند.گفتم:چرامفقود الاثر؟در جواب سئوالم گفت:آیا می دانی مقام شهدایی که مفقودالاثر می شوند،در نزد خداوند از شهدای دیگر بیشتر است.در ضمن دوست ندارم که شماسر جنازه من بنشینید وگریه کنید.به جبهه رفت و بعد از مدتی خبر شهادتش راآوردند.بعداز مدتی که صبر کردیم دیدیم خبری از جنازه ایشان نشد.روحشان را تشییع کردیم