https://shohada.org/fa/shahid/content/235414
شناسه خبر: 235414
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۲۲
توجه به امرازدواج
به روایت از حسن قصائی : یادم هست پسرم علی قصائی حدود یک سال و شش ماه از خدمت سربازی اش را گذرانده بود که به مرخصی آمد یک روز به من گفت : من قصد دارم ازدواج کنم . من به او گفتم شما بهتر است شش ماه دیگر که از خدمت سربازیت مانده تمام کنی بعد فکری به حالت میکنیم ولی او قبول نکرد و می گفت : آن موقع خیلی دیر است . بالاخره ما را مجبور کرد تا به خواستگاری دختر خواهرم بروم ما بعد از تمام کردن کار آنها را به عقد یکدیگر در آوردیم . ایشان حدود چهار روز را ماند بعد به منطقه رفت و دیگر بر نگشت و به شهادت رسید و من علت اینکه می گفت دیر است را فهمیدم که به او الهام شده که شهید می شود .