https://shohada.org/fa/shahid/content/236947

شناسه خبر: 236947
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۴۴

توصيه هاي شهيد

یک دفعه که می خواستیم به خانه برویم سوار اتوبوس شدیم . داخل اتوبوس یکی از برادران مهاجر بود که با ما پرخاشگری نمود. من ناراحت شدم و تا خواستم او را بزنم غلامحسین مچ دستم را گرفت و گفت: چکار می کنی ؟ ای بابا این مهاجر است . کسی را اینجا ندارد و ضعیف است من هم با شما هستم و شما پشتت به من گرم است وشما می توانید او را به راحتی بزنید . واگر او را بزنید هنر کرده ای ؟ شما اگر از او گذشتی هنر کرده ای واگر کسی قوی تر از خودت به تو زور گفت و تو در برابر او ایستادی مردانگی کرده ای . از این کار خودم شرمنده شدم و نشستم.