https://shohada.org/fa/shahid/content/237087
شناسه خبر: 237087
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۴۵
خاطرات جنگي
راوی محمد حسن فایده: یک دیده بان ارتش با ما بود و ما هم 3 قبضه خمپاره داشتیم و دیده بانی مناسب بود. صبح زود برای دیده بانی با برادر محصل و دیده بان ارتش جلو رفتیم. خیلی خوب به نیروهای دشمن تلفات وارد می کردیم. تانک ها، انبار مهمات و ماشین های پر از مهمات آنها را آتش می کشیدیم. برادران روحیه گرفته بودند. تا روز 26/ 10/ 60 کارمان همین بود و دشمن را گیج کرده بودیم. متأسفانه هر دو دیده بان و بی سیم چی مان مجروح شدند و کارمان کمی کند شد. برادر محصل دیده بانی را در کنار دیده بان ارتش به عهده گرفت. کاتیوشا هم ما را یاری می کرد. روز گرای ثبتی می گرفتیم و شب روی نقطه ثبتی کار می کردیم و عرصه را بر دشمن تنگ کرده بودیم.