https://shohada.org/fa/shahid/content/237097
شناسه خبر: 237097
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۴۵
خاطرات جنگي
راوی محمد حسن فایده: یک نوجوان 12 _ 13 ساله به ستاد اعزام نیرو مراجعه می کند. پس از سلام به پاسداری که آنجاست می گوید: اسم مرا برای جبهه بنویسید. برادر پاسدار به او می گوید: سن تو اقتضا نمی کند. سپس با ناامیدی برمی گردد. روز بعد می رود و سلام می کند و می گوید: اسم مرا بنویسید. پاسدار به او می گوید: تو که می خواهی به جبهه بروی آیا مادرت راضی هست. او دو مرتبه برمی گردد. برای دفعه سوم با یک ساک می رود و سلام می کند. پاسدار می گوید: آخر تو خیلی کم سن و سالی هستی. مادرت راضی نخواهد شد. سپس او درب ساک را باز می کند، پارچه سفید از داخل آن برمی دارد و می گوید: این کفن من است که مادرم برای من گذاشته است.