https://shohada.org/fa/shahid/content/237442
شناسه خبر: 237442
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۴:۴۹
روحيه بسيجي
راوی غلامرضا باوفا: بعد از عملیات والفجر مقدماتی، جنازههای عراقی زیادی داخل منطقة آزاد شدة عملیات رها شده بود.عصر یکی از روزها همة دوستان دور هم بودیم که دیدم جواد دربین ما نیست. خیلی دنبال او گشتیم. دیدیم که از دور میآید و یک چیزی بر روی دوشش است. موقعی که نزدیک آمد، دیدیم که یک مجروح در حال مرگ عراقی را بر روی پشتش سوار کرده که پاهایش به زمین کشیده میشود. فرماندة قبضه گفت: جواد ا ین را برای چه آوردهای؟ گفت: این سن و سالی ندارد. دلم برایش سوخت و او را با خودم آوردم. خوب شد چه بهتر. اگر هم مرد دفنش میکنیم تا بو نگیرد.