https://shohada.org/fa/shahid/content/238550
شناسه خبر: 238550
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۰۳
تدبیر نظامی و مدیریت
به روایت از محمدرضا سلیمانی : محمدحسین عسکرزاده وقتی که در شب عملیات از معبر مین گذشتیم و پیش می رفتیم به ما دستور دراز کش داد و خمپاره ای آمد جلوی ما خورد و چند تا از بچه ها شهید شدند آقای عسکرزاده با خونسردی چپی که دور گردن بچه ها بود را باز کرد و رویشان را با چپی پوشاند و از معبر که رد شدیم و به پیش می رفتیم به من و چند نفر دیگر ماموریت داد که به تپه ای که عراقی ها در پشت آن بودند برویم و مواظب باشیم که بچه ها را قیچی نکنند. من و دیگر برادرانی که با ما بودند رفتیم و مختصر سنگری برای خودمان حفر کردیم و مواظب بودیم که دشمن از زمین بالا نیاید و شهید عسکرزاده برای خاموش کردن کالیبری که آتش زیادی می ریخت و جلوی پیشروی بچه ها را گرفته بود پیش می رفت و من از وسط تپه شاهد آن بودم سر برهنه و با یک آرپی جی می خواست کالیبر را خاموش کند که از بغل دست کالیبر از داخل سنگر عراقی ها او را با تیر زدند و در سنگری که از عراقی ها بود افتاد و چون فاصله ی من با او دور بود دیگر ندیدم چی شد در وقت عقب نشینی نیروها فرمانده ی گردان آقای درویشی هم زخمی شده بود فرمانده گروهان مان با عجله آمدند و به ما گفتند عقب نشینی کنید ما هم به دستورات او توجه کردیم و عقب نشینی کردیم آمدیم به پشت خاکریز پدافند کردیم. در همین جا بود که یکی از بچه ها آمد پیش من و گفت آقای عسکرزاده توی سنگر عراقی ها افتاده بود و سر و صورتش خیلی خونی بود و شهید شده بود.