https://shohada.org/fa/shahid/content/238559
شناسه خبر: 238559
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۰۳
زندگی مشترک
به روایت از علی عسکرزاده : روزی که بنده به اتفاق همسرم با محمدحسین به اتفاق همسرش رفتیم که همسرش را میرزا جواد آقای تهرانی عقد کند خلاصه ما رفتیم خانه ی میرزا جوادآقا و پیدایش کردیم و گفتیم خلاصه داداش علاقه مند است که شما مراسم عقد را برای ایشان اجرا کنید وقتی وارد شدیم خیلی با لبخند و تبسم با ایشان برخورد کرد و یادم است مراسم عقد که تمام شد اخوی رفت پهلوی حاجی آقا مطلبی را دم گوش ایشان نقل کرد ایشان بعد از ذکر این مطلب خیلی تبسم کردند و قدری تحمل کردند و رفتند در اطاق دیگه ای و گفتند بنشینید من می روم و برمی گردم ایشان رفتند و کتابی را که دست خط خود حاج آقا بود به داداش ما هدیه کردند من نفهمیدم چه مطالبی بین این دو نفر رد و بدل شد ایشان هم از باب تشکر بخاطر این که پاسخی به ایشان داده باشند کتابی را به ایشان هدیه کردند که واقعا خاطره اش همیشه توی ذهن من است.