https://shohada.org/fa/shahid/content/239453
شناسه خبر: 239453
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۱۵
خاطرات جنگی
به روایت از محمدحسین عامری : یک روز آقای عامری را دیدم ، گفتم : علیرضا چه خبر؟ گفت: آقای عجمی شما از بچه های لشگر ما غافل هستید. گفتم چرا ؟ علیرضا گفت : دیروز یکی از دوستانم خاطره ای برایم تعریف کرد که بسیار تحت تاثیر شجاعت و ایمان رزمندگان قرارگرفتم .گفتم : علیرضا برای من هم تعریف کن و او خاطره را اینگونه برایم تعریف کرد گفت : چهار رزمنده ایرانی لباس درجه داران عراقی را می پوشند و با یک جیپ عراقی عازم پایگاه عراق می شوند .هر چهار نفر تمامی مشخصات یک عراقی را داشتند .خلاصه به دژبانی پایگاه می رسند .باخونسردی تمام داخل جیپ نشسته اند و بدون اینکه هیچ حرفی جلوی درپایگاه توقف می کنند دژبان چون افراد داخل ماشین همه درجه دار بودند به گمان اینکه اینها همه عراقی هستند احترام می گذارد و بدون هیچ حرفی زیجیر را می اندازد و جیپ حامل رزمندگان ایرانی وارد پایگاه عراقی می شود .خلاصه چند دقیقه ای دور محوطه پایگاه دورمی زنند وبرای اینکه طبیعی جلوه کنند جلوی دستشویی توقف می کنند. ویکی از رزمنده ها وارد دستشویی می شود تا سه نفردیگر که به اصطلاح منتظر او هستند ، با دقت تمام پایگاه را زیرنظر بگیرند که زرمنده بعد از چند دقیقه ای از دستشویی خارج می شود همگی سوار ماشین می شوند و به طرف درخروجی پایگاه به راه می افتند دژبان دوباره با احترام، زنجیر را می اندارد به محض خارج شدن انگارنیروهای عراقی متوجه موضوع می شوند و می فهمند که اینها ایرانی بودند که خود را مبدل به درجه داران عراقی کرده بودند خلاصه با رگباری به تعقیب اینها می آیند ولی خوشبختانه بچه های ایرانی از دست آنها فرار می کنند و بدون هیچ حادثه ای عملیات خود را که شناسایی پایگاههای عراقی بود با موفقیت کامل انجام می دهند.