https://shohada.org/fa/shahid/content/239455
شناسه خبر: 239455
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۱۵
خبر شهادت
به روایت از محمدحسین عجمی : پسرخاله ام تازه شهید شده بود و مشغول کارهای تشییع جناره بودم یکی از دوستانم به نام آقای جمالی تماس گر فت و گفت : آقای عجمی فردا دو شهید دیگر نیز داریم .خیلی ناراحت شدم و گفتم : فردا مراسم تششیع جنازه آقای هادوی است .باز دو نفر دیگر شهید شده اند .سپس گفتم : حالا این دو نفر چه کسانی هستند جوابی نداد و گفت : حالافردا مشخص می شود این حرف را که زد کنجکاو شدم فهمیدم حتماً این دو شهید از آشنایانم هستند که به من نمی گوید.دوباره پرسیدم این دو شهید بزرگوار چه کسانی هستند؟ گفت : آقای عامری و آقای مؤذن . تا اسم آقای عامری را شنیدم بسیار متاثر شدم از طرفی از اینکه بالاخره علیرضا به آرزویش رسیده بود خرسند بودم از نحوه ی شهادتش سوال کردم آقای جمالی گفت: ترکش به سر ایشان اصابت کرده است فردا که جنازه این دو شهید بزرگوار را آوردند برای دیدن پیکر آقای عامری من هم رفتم در تابوت را که باز کردم جنازه وضعیت بسیار بدی داشت .قسمتی از سر بطور کامل از بین رفته بود و بدن ایشان نیز تقریباً متلاشی شده بود یکی از برادران پاسداری که درآنجا بود به من توصیه کرد اگر پدرو مادر آقای عامری آمدند اجازه ندهم تا جنازه پسرشان را ببینند اتفاقاً پدر آقای عامری بسیار اصرار داشت که پیکر علیرضا را ببیند ولی به هر صورت که بود مانع این کار شدم چون می دانستم با وضعیتی که بدن علیرضا دارد اگر پدرش ببیند تاثیر بسیار بدی در روحیه اش می گذارد.