https://shohada.org/fa/shahid/content/239461

شناسه خبر: 239461
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۱۵

خبر شهادت

به روایت از مبارکه عامری : عیرضا عامری یک روز که در حال دوشیدن شیر گوسفند بودم .زن همسایه با ناراحتی پیش من آمد و گفت : خانم عامری ، شما هم همدرد من شده ای (برادرش قبلاً شهید شده بود) من آنجا متوجه نشدم .همسایه دیگرمان هم آمد .خداوند به شما صبر دهد برادرتان شهید شده است .دیگر حال خودم را نمی فهمیدم سریع همراه خواهر بزرگترم به سپاه رفتیم .تابوت براردم را دیدم خم شدم تا درتابوت را بردارم و بار دیگر چهره ی علیرضا را ببینم . ولی یکی از برادران پاسدار که آنجا بود مانع این کار شد .همه جا صحبت از علیرضا بود یکی می گفت جنازه اش سر ندارد، یکی می گفت فقط در تابوت استخوان است .یکی از پاسدارها گفت : روز تشییع جنازه ، پیکر او را به شما نشان می دهیم .ولی روز تشییع جنازه هم مانع دیدن برادرم شدند.