https://shohada.org/fa/shahid/content/239502

شناسه خبر: 239502
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۱۵

آخرین وداع با خانواده

به روایت از حبیب الله عامری : آخرین باری که پسرم می خواست به جبهه برود به من گفت پدر شاید اینبار دیگر بازنگشتم. حالتش تغییر پیدا کرده بود آرامتر صحبت می کرد و صورتش نیز نورانی شده بود. هنگامی که می خواست برود گفتم پسرم من هم تا ماشین همراهیت می کنم. خلاصه او را با موتور رساندم. هنگام رفتن دست در گردنم انداخت اشکم جاری شد او هم گریه اش گرفته بود. تا آن موقع پسرم را اینگونه ندیده بودم، پس از خداحافظی سوار ماشین شد و دیگر او را ندیدم.