https://shohada.org/fa/shahid/content/239591
شناسه خبر: 239591
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۱۶
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از کوکب بذرکار : سالی که مکه شلوغ بود پسرم به مکه مشرف شده بود و ما هم از ایشان خبری نداشتیم که یک شب خواب دیدم که در می زنند، وقتی در را باز کردم، دیدم همسر شهیدم رمضانعلی است ، می خواست داخل خانه بیاید که گفتم: بروید از مرتضی خبر بیاورید چون مکه شلوغ است و من از مرتضی خبری ندارم و دلواپس هستم. رمضانعلی گفت: من الان از پیش او می آیم ، مرتضی سه روز دیگر از مکه می آید، من زود تر آمدم تا شما را خبر کنم تا کارهایتان را سرو سامان بدهید و آماده باشید از خواب که بیدار شدم و بعد از سه روز پسرم از زیارت خانه خدا برگشت.