https://shohada.org/fa/shahid/content/239637

شناسه خبر: 239637
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۱۶

تولد و کودکی

به روایت از فاطمه عابدیان : درزمانیکه برادر شهیدم هنوز کودک بود وسن کمی داشت ،روزی من یک اسکناس صد تومانی به او دادم و گفتم که برو و برای منزل کمی خرید کن. او به مغازه رفت تا خرید کند ،ولی مغازه دار به او گفت که من پول خرد ندارم و برو پولت راخرد کن . شهید از مغازه بیرون می رود ودربرخورد بایک نفر پولش را خرد می کند . ولی آن مرد ضمن اینکه پولش را خرد می کند ،دو عدد اسکناس قلابی به او می دهدوقتی به منزل آمد ،متوجه شدم و به او گفتم که اینم پولها قلابی است . ایشان دوباره به بازار رفت وآن مرد را پیدا کرد . و پول های قلابی را به او پس داد و پول درست از آن مرد گرفت.و این خاطره همیشه در ذهن من است.