https://shohada.org/fa/shahid/content/240886
شناسه خبر: 240886
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۳۲
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی معصومه صالح: بعد از شهادت برادر عزیزم محمد قبل از این که ازدواج کنم یک شب خواب دیدم برادرم محمد وارد منزل شد می خواستم بروم به مادرم بگویم که برخیزید محمد آمده که آمد و گفت: به مادر نگو به دنبالش رفتم به گلزاری وارد شد می گفت: به مادر نگو که من آمده ام می روم جای خوبی و بر می گردم می خواهم بروم جای رضا مقصودی. گفتم: اجازه بده به مادر بگویم که تو آمده ای خیلی خوشحال می شود حرکت کردم که بروم به مادرم بگویم محمد آمده که دیدم برادرم به دو رفت داخل گندمزارها و هر چه می خواستم به دنبالش بروم پاهایم سست شده بود تا حرکت کردم بروم سرم به شدت خورد به دری که به روی بهارخواب باز می شود. بعد مادر آمد و گفت: چه شده؟ سرت خونی شد گفتم: محمد این جا بود و مادرم گفت خواب دیدی و خوابم را برای مادرم تعریف کردم.