https://shohada.org/fa/shahid/content/241153
شناسه خبر: 241153
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۳۵
عشق به ائمه اطهار
راوی بی بی طلعت حسینی: یک شب دیدم که پسرم حمید برای سینه زنی به هیئت عزاداری حسینی رفته بود. وقتی برگشت دیدم که جلوی پیراهنش خونی شده است. پرسیدم پسرم چه شده؟ گفت: در مراسم عزاداری ابا عبدا... با زدن سینه زیاد سینه ام اینطوری شده است. گفتم: این کارها یعنی چه؟ بروی سینه بزنی و این کارها را بکنی؟ گفت مادر شما نمی دانید دشتگاه حسینی یعنی چه، وقتی برای امام حسین (ع) سینه می زنم دیگر نمی توانم خودم را کنترل کنم.