https://shohada.org/fa/shahid/content/241257
شناسه خبر: 241257
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۵:۳۷
امدادهای غیبی
به روایت از محمدابراهیم موهبتی : آن روز خورشید چون روزهای دیگر شاهد از پای افتادن سرو قامتی از تبار حسینیان بود، بار دیگر زمین پذیرای خون گلرنگ عاشقی پاکباز از سلاسهء پاکان بود. آسمان در سوگ از پای افتادن نخل تناوری خون گریست. آن روز معراج یک بسیجی بود آن هنگام که ملائک از آسمانها بر زمین کربلای ایران. دشت جیفر فرود آمدند شهید به معراج رفت. می گویند: سال 62 بود. عملیات خیبر که در جزیره مجنون آغاز شد. غلامرضا با جمعی از همرزمانش محور را می گشایند. حمله با موفقیت انجام می گیرد. او که با آر پی جی مشغول شکار تانکهای دشمن بود در حالیکه روی خاکریز ایستاده و با صلابت با دشمن می جنگید. هدف تفنگ دروبین دار بعثیان قرار گرفته بود و به درجه رفیع شهادت نائل می آید. در آن هنگام فشار دشمن زیاد شده و نیروهای ما عقب نشینی می کنند و خاکریز به تصرف دشمن درمی آید از اینکه پیکر شهید غلامرضا در منطقه تحت تصرف دشمن مانده است متأثر بود و در این فکر که چگونه این موضوع را به اطلاع خانواده اش برسانیم. اما وقتی که به پشت خط رسیدیم پیکر شهید به آنجا منتقل شده بود. آیا واقعاً معجزهء الهی در کار بوده است؟ شهید در بخشی از وصیت نامه اش گفته تنها آرزویم دیدن مهدی (عج) بود و زیارت کربلا خدایا یاریم کن. چشم به جمال نورانیش روشن گردد. حتی اگر به قیمت شهادتم باشد مهدی (عج) را ببینم و جان دهم، ذکر دائمیش سه جمله بود. (هیهات من الذله، لبیک یا ابا عبد ا... (ع)، یا مهدی (عج) ادرکنی)