https://shohada.org/fa/shahid/content/243278
شناسه خبر: 243278
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۰۴
خاطرات سياسي
راوی حسن علیزاده: اولین پیروزی انقلاب اسلامی رئیس آموزش و پرورش وقت منطقه تبادکان که خود از عوامل نفوذی منافقین بود یک مدرسه ای را به تعدادی از منافقین منطقه داده بود . آنها به صورت علنی فعالیت می کردند و روزنامه مجاهدین را بین افراد توزیع می کردند در حالی که ما اعضاء انجمن اسلامی برای انجام فعالیتهای فرهنگی از نظر مالی و غیره در تنگنا قرار داشتیم حمید رضا سلامت که آن زمان یک دوچرخه کورسی داشت برای اینکه بتوانیم به فعالیتهای فرهنگی سرعت بیشتری بدهیم دوچرخه را فروخت و یک موتور گازی خرید و همیشه این آیه قرآن را بر زبان جاری می کرد (ان تنصر ا... ینصرکم و یثبت اقدامکم ) ( یاری دهید خدای را تا یاری دهد شما را ) در همین راستا یک روز که حمید رضا مشغول نوشتن شعار بر روی درب کارخانه قند آبکوه بود مورد اعتراض تعدادی از منافقین قرار گرفته و در نهایت مانع شعار نویسی آنها می شوند . حتی به این موضوع هم بسنده نکردند و تعدادی از اوباش محل را اجیر کرده و آنها را با حمید رضا درگیر کردند یک روز حمید رضا نیروهای انجمن اسلامی را جمع کرد و گفت : باید تدبیری بیندیشیم که جوانها را جذب کنیم و این کار صرفاً با انجام کارهای فرهنگی امکان پذیر نیست و پیشنهاد کردند که فعالیتهای ورزشی را آغاز کنیم لذا ما یک باشگاه ورزشی در محل داشتیم که بدون استفاده بود با پیگیریهای ××× حمید رضا از طریق سپاه توانستیم این سالن را در اختیار بگیریم و بدین وسیله توانستیم زمینه فعالیت منافقین را محدود و به جذب نیروهای جوان حتی بعضی از اوباش بپردازیم .