https://shohada.org/fa/shahid/content/243304
شناسه خبر: 243304
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۰۴
تلاش و پشتکار
راوی رمضانعلی علی نیا: یک روز با موتور به طرف خانه برادرم در حرکت بودم در بین راه یک نو جوانی را دیدم که سنگ بزرگی را روی شانه اش گذاشته و حمل می کند مقداری که جلوتر رفتم دیدم این نوجوان حمید رضا فرزند برادرم است گفتم : عمو جان سنگ را بیاور و روی موتور بگذار تا به خانه ببررم حمید رضا در پاسخ من گفت : نه ، عمو می خواهم سنگ را همین طوری به خانه ببرم تا به علیرضا برادرم ثابت بکنم که بدون وسیله می توان چنین سنگی را انتقال داد ظاهراً مادرش از علیرضا خواسته بود که برود و سنگی را که مورد نیاز خانه بود تهیه کرده و بیاورد در جواب می گوید بدون ماشین نمی شود چنین کاری را انجام داد .