https://shohada.org/fa/shahid/content/243554

شناسه خبر: 243554
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۰۸

آرمان

به نقل از دوست شهید: آقای عبدالله: لذت کمک به مجروحان چنان حلاوتي داشت، که کام هر کسي را شيرين مي‎کرد. کمک به محرومان در آغازين ماه‎هاي پس از پيروزي انقلاب، همه‌گير شده بود. انگار که ملت بسيج شده بودند براي سازندگي ايران. بودند مناطقي که مردمش محروم بودند و در گمنامي و فقر، و يکي از اين مناطق که مستعد حضور جهادگران بود، روستاي کوچک خيرآباد نام داشت. روستايي در حوالي مهردشت. جايي که حتي غسالخانه هم نداشت. آب آشاميدني، شست‌و‌شو و غسالخانۀ مردم آن روستا، همه از يک قنات تأمين مي‎شد. اما جهادگران، اين غيور مردان بي‎ادعا، کمر همت بستند و ايستادند پاي کار. کاري که فقط و فقط غيرت و وحدت آنان را مي‎طلبيد. ديري نپاييد که کار ساخت و ساز غسالخانه توسط حسن به اتمام رسيد، آن هم به بهترين وجه. حسن تمامي روزهاي زندگي‎اش را وقف ساختن کرده بود. مي‎خواست واژۀ محروميت را از فرهنگ لغت اين ملت پاک کند. براي رسيدن به اين آرمان، تا پاي جان ايستاد، بدون هيچ ادعايي.