https://shohada.org/fa/shahid/content/243894

شناسه خبر: 243894
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۱۲

وصیت شماره 3 - شهید عباس علی جعفری دلیگانی

" بسم الله الرحمن الرحیم " از بنده گنهکار رحمان به شما برادران عزیزی که به نحوی از آسیب ما و بخصوص آسیب زبانمان مصون و محفوظ نمانده اند . برادران عزیز بدانید که اگر در دنیا با بندگان خدا با رحم و شفقت و انصاف رفتار کنید . مالک یوم الدین نیز در آن روز با شما با لطف و رحمت خود رفتار می کند پس سعی کنید پس سعی کنید کینه ما را از دلتان بیرون نمائید و ما را حلال نموده و از ما راضی باشید برادرم احساس می کنم دیگر فرصتی برای جلب رضایتت ندارم و با شرمندگی و نیازمندی شدیدی که به عفو و گذشت دارم چاره را جز در تمسک به بزرگواری و آقاتی و سجایای اخلاقیت نمی بینم و مکر متت را وکیل می کنم تا رضایتت را فراهم کند و بدان به این وکالت دل بسته و خوشنودم . و ای برادران که موفق شدی قلبت را نسبت به ما پاک کنی امیدوارم به من اذن دعا داده شود تا دعا گویت باشم و قلوب ناراضی ز تو را فرصت ارضا یابم . از تک تک شما خوانندگان عزیز می خواهم برای ما طلب مغفرت نمائید . بدین وسیله این بنده عاصی کمترین و مسافر و مهاجر سرای اخروی از شما رئیس حوزه علمیه اصفهان و نماینده محترم شهر شهیدان در مجلس خبرگان حضرت آیت الله خادمی طلب حلالیت نموده و می خواهم که مراعفو نموده و از دستم راضی باشید زیرا که شاید در اوائل پیروزی انقلاب تحت تاثیر شیاطین ؟ احیانا غیبت شما را یا خدای نخواسته تهمت کرده باشم . آقای خادمی شما را به بزرگواری و مکرمتان و علاقه تان به امام امت و بحق بدتان مرا حلال نمائید و برایم طلب آمرزش و مغفرت از درگاه پروردگار منان بنمائید . ما نیز انشاء الله و در صورت لیاقت و اجازه دعا کردن در فرصتهای مقتضی دعا گوی شما خواهیم بود . سلام بر تو ای رسول عزیز سلام بر تو ای فاتح نبرد حیات آفرینت باد ای راهی دیار قدس این عروج خونین و سبقت در ایمان بر قامت رسایت مبارک باد این فرق حجاب اکبر و بر روح پاکت مبارک باد این همدمی ؟ پاکان و بر خانواده ات مبارک باد این تاج افتخار بر قامت رعنایت مبارک باد این جامه عزت و شرف و بر برادرت کوتاه باد این هجران و درماندگی وین عرق سرد شرمدگی از واماندگی که چه زیباست سبقت کهتران بر مهتران در ایمان و اکنون ای بزرگی که بزرگتر شدی تو گیر دست کهتران از برادران که رسم بزرگی ست اینچنان رسول عزیز : اکنون که می روی سوی دیار شاهدان بر سلام ما را گو تا دستمان بگیرند شاید برون آئیم ز خیل محجوبان . " والسلام "