https://shohada.org/fa/shahid/content/244548
شناسه خبر: 244548
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۰۶:۲۱
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ماه گل زارعی : به خاطر دارم هنگامیکه خبر مفقود الاثر شدن برادرم محمد زارعی را به ما دادند من خیلی ناراحت شدم و گریه زیادی کردم و به همین خاطر دچار سردرد شدیدی شدم و این سردرد تا مدتهای زیادی همراه من بود تا اینکه یک روز دلم آکنده از غم و اندوه بود به منزل پدرم آمدم و عکس محمد را که روی تاغچه بود برداشتم و در آغوش گرفتم. در آن موقع آنقدر گریه کردم که خوابم برد در خواب محمد را دیدم که با لباس های سبز رنگی به طرف من آمد،به او گفتم: این چه لباسی است که شما پوشیده ای؟ گفت: این لباس شهادت است بعد سیبی را که در دست داشت به چهار قسمت مساوی تقسیم کرد و به من داد و گفت: این را بین خواهران و برادرانم پخش کن من تکه ای از آن را برداشتم و خوردم بعد به محمد گفتم: شما که شهید شده اید پس اینجا چه می کنید؟ او گفت: شما به مهمانی پدر آمده ای و مریض هم هستی. آمده ام تا از شما سری بزنم و بروم. بعد که از خواب بیدار شدم دیگر اثری از آن سردرد ها که همیشه با من بود،نبود و من با خوردن آن تکه سیب شفا یافتم.